«روز واقعه» به روايت هنرمندان
«نوشتهاي قويتر از «روز واقعه» دربارهي عاشورا نيامده است»

با گذشت 16 سال از ساخت فيلم «روز واقعه» توسط شهرام اسدي كه آنرا با فيلمنامهاي از بهرام بيضايي مقابل دوربين برده است هنوز هم اين فيلم مهمترين اثر درباره واقعه عاشورا در سينماي ايران محسوب مي شود و تعدادي از هنرمندان اين فيلم از اين تجربه سخن گفتند.
مشايخي: نوشتهاي قويتر از «روز واقعه» درباره عاشورا نيامده است
جمشيد مشايخي يكي از بازيگران اين فيلم، نوشته خوب بهرام بيضايي را علت ماندگاري «روز واقعه» ميداند و معتقد است: تا به امروز نوشتهاي قويتر از آن درباره واقعه عاشورا نيامده است.
وي به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: جوان مسيحي در اين فيلم عظمت كار را درك ميكند كه بسياري ديگر درك نكردند و به اعتقاد من اشكالي ندارد كه براي امام حسين(ع) سينه بزنيم اما بايد هدف اين امام بزرگوار و يارانش را فهميد و دانست و اينكه چرا جاه و مقام را قبول نكرد و در مقابل يزيد ايستاد. «روز واقعه» دنبال نشان دادن اين موضوع و رسيدن به حقيقت است.
اين بازيگر ادامه داد: نقشم را در فيلم خيلي دوست داشتم و با اينكه كوتاه بود اما به عظمت آن علاقمند بودم.
شايسته: «روز واقعه» خالصانه ساخته شد
مرتضي شايسته تهيهكننده اين فيلم هم معتقد است: موقعي كه متني قوي باشد و بازيگران و اهل سينما حس كنند كار خوب و جزو آثار ماندني مي شود همه ميآيند و قبول ميكنند. در «روز واقعه» هم از تمام تجربيات موجود و حرفهاي سينماي ايران و تلويزيون استفاده كرديم و در واقع گلچيني از كساني كه در كارهاي تاريخي مانند
«امام علي(ع)» و «سفير» تجربه داشتند دعوت به كار كرديم و همه هم پذيرفتند و بدون هيچ درخواستي اعلام آمادگي كردند.
وي ادامه داد: متن «روز واقعه» نوشته بهرام بيضايي به لحاظ مفهوم، محتوا و آن درونمايه قوي كه دارد، ميشود توسط كارگردانهاي ديگر و با كست متفاوتي ساخته شود و با توجه به وضعيت امكانات و تكنولوژي موجود امروز سينما كه با آن هنگام قابل قياس نيست حتا ميتوان با بازيگران مطرح خارجي كار كرد و با ديد جهاني فيلم را ساخت و شايد اگر امروز كسي بخواهد «روز واقعه» را بسازد به خود بهرام بيضايي بيش از هر كس ديگر فكر كند تا با آن ساخته شود.
شايسته علت ماندگاري «روز واقعه» را استفاده از عوامل حرفهاي و خلوص آنها دانست و به ايسنا گفت: اين كار مخلصانه ساخته شده و مردم با آن ارتباط برقرار ميكند و اگر بارها هم پخش شود مردم ميبينند و حتا همين حس را در لبنان مشاهده كردم. اثر سينمايي اگر با نيت خوب ساخته شود آن اثرگذاري را درون قلبها ميگذارد و اين اتفاق با اين فيلم افتاده و همچنان شاهد آن هستيم.
شايسته علت ماندگاري «روز واقعه» را استفاده از عوامل حرفهاي و خلوص آنها دانست و گفت: اين كار مخلصانه ساخته شده و مردم با آن ارتباط برقرار ميكند و اگر بارها هم پخش شود مردم ميبينند و حتا همين حس را در لبنان مشاهده كردم. اثر سينمايي اگر با نيت خوب ساخته شود آن اثرگذاري را درون قلبها ميگذارد و اين اتفاق با اين فيلم افتاده و همچنان شاهد آن هستيم.
انتظامي:«روز واقعه» تاثيرگذار است
عزتالله انتظامي ديگر بازيگر اين فيلم هم در گفتگو با ايسنا گفته است: تاثيرگذاري «روز واقعه» به حدي بوده كه تا كنون كمتر فيلم يا سريال تلويزيوني به اين زيبايي توانسته اثر گذار باشد. اين فيلم با وجود ضعفهايي كه به لحاظ پرسوناژي دارد اما تنها فيلمي است كه روز عاشورا را با قصهاي بسيار قشنگ ترسيم ميكند.
وي يادآور شد: روزهاي عاشورا و تاسوعا از كودكي تا به حال در ياد همه ما مانده و خواهد ماند و به محض اينكه نام امام حسين (ع) ميآيد يك دگرگوني كلي در روحيه و زندگي آدم ايجاد ميشود. خود من روز عاشورا نميتوانم در خانه بنشينم و حوصله هيچ كاري را هم ندارم جز اينكه بيرون بروم و مراسم عزاداري امام حسين (ع) را ببينم.
شجاعنوري: «روز واقعه» براي خوشايند كس ديگري ساخته نشد
«روز واقعه، زماني ساخته شد كه فرمان ساخت فيلمهاي مذهبي به اين شكل هنوز صادر نشده بود.»
عليرضا شجاعنوري ـ بازيگر نقش اصلي روز واقعه - نيز در سال 81 در جلسهي نقد و بررسي فيلم «روز واقعه» گفته بود: اين فيلم، براي خوشايند كس ديگري ساخته نشده و هيچ كس براي استفاده از مزاياي كار مذهبي در اين فيلم كار نكرد، تنها عشق، در اين ميان محرك اصلي بود و اين فضاي حاكم بر گروه فيلم روز واقعه بود كه فيلم را مانايي بخشيده است.
وي يادآور شد:من وقتي به گروه توليد پيوستم كه همه كارها انجام شده بود و بالطبع زماني براي تحقيق حول و حوش شخصيت عبدالله نداشتم. حتي فرصتي براي ديالوگ با كارگردان، بنابراين با ايده مسيح و اينكه عبدالله داراي همان حس و نگاه بشود به شخصيت عبدالله نزديك شدم.
وي افزود: البته در اين بين علاوه بر آشنائيهاي عمومي خود از واقعه عاشورا و مطالعات قطعات ادبي و حتي هايكوهاي ژاپني از جانب من، راهنمايي كارگردان نيز در ملموس درآمدن اين نقش مثمر ثمر بود.
شجاعنوري در خصوص صحت تاريخي شخصيت عبدالله گفته بود: شايد وقايع فيلم به دلايل دراماتيك از لحاظ وقوع زماني دستخوش تغييرات شده باشد، اما بيشك واقعيت داشته است. در روايات تاريخي نيز هستند كساني كه دير به كربلا رسيدند يا نصرانياي كه به قصد كمك به سمت كربلا حركت ميكند.
وي درباره احساسات خود به عنوان يك مخاطب گفت: در زمانهاي مختلف احساسات مختلفي را تجربه كردهام، اوايل خجالت ميكشيدم اما اكنون با توجه به گذر زمان و از بين رفتن آن ارتباط، از بازي در چنين فيلمي احساس رضايت ميكنم.
شجاع نوري، همچنين مشكلترين مرحله توليد فيلم را يافتن لوكيشنها ذكر كرده و افزود: با توجه به كويري بودن فيلم، آقاي اسدي نزديك به دو سال را صرف گشت و گذار در نواحي مختلف ايران براي يافتن لوكيشنهاي مناسب براي اولين فيلم كردند در نهايت فيلمبرداري در حوالي چهارشهر ساوه، بافق، يزد و كرمان انجام شد.
در بخشهاي پاياني فيلمنامه روز واقعه آمده است:
ميدان. ظهر. بيرون جا
شبلي از سوي ديگر دود درميآيد و به ديدن آنچه ميبيند مبهوت ميماند. عرصهاي است بزرگ كه گرداگرد آن را سپاه دشمن گرفتهاند. غبار و دود چون چتري بر سر ميدان است. در ميانهي ميدان سواران خود و زرهپوش تيغ بر كف، دشمنوار در تاخت و تازند. يكسو از خيمهها دود و ناله بلند است و يكسو سوارن كودكان وحشتزدهي گريزان را دنبال ميكنند كه فريادشان از درد و سوگ و تشنگي است. از ميان شمشير زناني كه با تيغهي خونبار ميانهي ميدان برپيكري ديده نشدني خم شدهاند دستهاي كبوتر خونين بال به هوا ميرود.
شبلي از ضرب گذاشتن جمازهاي به زمين ميافتد و در همين حال دست زني با آستين سبز وارد تصوير ميشود و به او پيالهاي آب ميدهد. شبلي چشم ميگشايد و نور چشمانش را ميزند.
فريادهاي اذان ظهر از سرگروهي جمازهها. شبلي نيمخيز مينگرد؛ يك سو زنان سوگواري ميكنند و كاه بر سر ميريزند، يكسو گهوارهاي در آتش است، يكسو پيكرههايي بر آنها تير و زوبين نشسته ، يكسو كودكان ريسمان بستهي بيتاب را تازيانهزنان ميدوانند و يكي خندان مشكي آب بر زمين خالي ميكند، يكسو حجلهاي ميسوزد، يكي سپاهي تيرهپوش دو دست بريده را چنان ميگرداند كه همه ببينند، و هلهله ميكند. شبلي در نور خورشيد ناگهان سري را بر نيزه ميبيند پيش آفتاب؛ چنان كه دمي آفتاب را ميپوشاند و صليبي بر آسمان ميبندد. شبلي از تابش نور خيره ميشود و صدايش به لرزه ميافتد ـ
شبلي: بي شمشير به چه كاري آمدم؟ ـ( از جگر فرياد ميزند) اگر نبايد به وقت ميرسيدم، چرا مرا خواندي؟
و از پا در ميآيد.
همانجا. عصر. بيرون جا
شبلي چشم ميگشايد. حالا منظرهاي ديگر است؛ آسمان تيره. نور غروب از ميان ابرها به ميدان كج تابيده. پيكرهها را سفيد كشيدهاند. اسبهاي بيسوار تير نشسته، اينجا و آنجا به دنبال سوار خود ميگردند. يكسو اسيران را رج كردهاند و ميبرند؛ برخي را در هودج برجمازهها و برخي پياده، سلسلهي زنجير بر پايهايشان. بانگ ناله همه جا را پوشانده. سواران با تازيانه در رفت و آمدند. از آن سوي بيابان گروهي بر سر زنان براي تدفين مردگان ميآيند. اسبي را كه شبلي از بدويان گرفته بود اينك به سوي او ميآيد. شبلي ، در برابر خورشيد غروب ـ ديده و نديده ـ قامت زني را ميبيند در برابر خود در زنجير ايستاده.
زن: برگرد اي جوانمرد و خبر ما را ببر!
خانهي زيد . عصر . بيرون جا
راحله بر بام رو به افق ايستاده است. آن سوي خانهها بيابان پيداست و از آن سواري ميايد و از آمدنش خاك بلند است. سوار، با راندن به سوي شهر، پشت نخستين خانهها ناپديد ميشود. راحله برميگردد و به سوي زناني مينگرد كه بر بامها رشتههاي نخ تابيده و پارچهها را رنگ ميكنند؛ نگران و گوش به زنگ. ناگهان از كوچه سر و صداي تاختن اسب ميشنود، در حياط خانه ، سه برادرش را ميبيند كه به سوي در ميدوند، و نيز زيد را كه فرياد ميزند.
زيد: شبلي!
راحله از بام به زير ميدود.
گذر و ميدان . روز . بيرون جا
بسياري هراسيده پس ميدوند؛ شبلي به ميدان ميرسد و خود را به سكو ميرساند و عَلم سبز را به دست ميگيرد؛ كنجكاوان پيش ميدوند و گردش را ميگيرند. راحله دوان دوان در گذر به سوي ميدان ميدود؛ از سه برادرش ميگذرد كه پيشتر از او رسيدهاند، و از پدرش ميگذرد كه پيشتر از برداران رسيده است؛ به جمع مبهوت ميرسد كه رنگ باخته خبري را شنيده است و باور نكرده است. به پاي سكو ميرسد و سرانجام به شبلي كه روي سكو از تجسم آنچه ديده زبانش بند آمده، و صداهايي چون ضجههاي بريده بريده درميآورد.
شبلي او ـ به بالاترين ـ جائي رسيد ـ كه بشري ـ رسيده. او را ـ در نينوا ـ به صليب كشيدند. (راحله را ميبيند و اشكش ميغلتد ) او ـ با من ـ حرف زد !
راحله ( رنگ پريده ) كجا رفتي و چه ديدي؟ بگو شبلي، حقيقت را چگونه يافتي؟
تصوير به سوي شبلي مي رود؛ هنوز ضربه خورده از آنچه ديده؛ به سختي در تقلا، و ناتوان از يافتن واژههايي در خور
شبلي: من ـ حقيقت را ـ در زنجير ديدهام . من ـ حقيقت را ـ پاره پاره ـ بر خاك ديدهام . من ـ حقيقت را ـ بر سر نيزه ـ ديدهام
«روز واقعه» با بازي بازيگراني چون عزتالله انتظامي، جمشيد مشايخي، عليرضا شجاعنوري، محمدعلي كشاورز، لادن مستوفي، ژاله علو و مرحوم مهدي فتحي ماجراي عبدالله جوان «نصراني» تازه مسلمان شدهاي است كه در روز عروسي خود با راحله، ندايي ميشنود كه «كيست كه مرا ياري كند؟» عبدالله پس از چند بار شنيدن آن صدا، منقلب شده و مجلس عروسي را ترك ميكند. عبدالله به جستجوي صدا برميآيد. آن هم در حالي كه برادران متعصب راحله ترك مجلس عروسي را توهيني به خود دانسته و در پياش روان ميشوند.عبدالله در طول مسيرش با اتفاقاتي روبهرو ميشود و به نشانههايي برميخورد كه نشان دهنده اين است كه امام حسين(ع) ميدانسته او در جستجوي صدايي كه به يارياش ميطلبد ميرود. عبدالله به تاخت بيابانها را طي ميكند و خود را به صحراي كربلا ميرساند. منتها وقتي به كربلا ميرسد كه عصر روز عاشورا است.
پايگاه فرهنگي هنري تكناز
«روز واقعه» به روايت هنرمندان
«روز واقعه» به روايت هنرمندان
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ توسط: سعيد كريمي موضوع:
نظرات (0)